فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )
328
سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )
و جنگلهاى نيمهگرمسير مىرسد . البته اين تفاوت آنقدر كه مىگويند و هر كس انتظار آن را دارد فاحش نيست ؛ ولى به قدرى است كه تضاد بين صحراى خشك و گرماى فلات از يك طرف و گرماى توأم با رطوبت نواحى بحر خزر از طرف ديگر كاملا نمايان مىگردد . منظرهء اين نواحى با ييلاقهاى سرسبز و انواع رنگهايى كه در آن به چشم مىخورد پس از عبور از فلات كوهستانى سوخته و گندمىرنگ ، طورى است كه اولين جلوهء ارض موعود را در نظر مجسم مىكند . بايد از كوههاى سرسخت ، كه داراى سراشيبهاى خيلى تند هستند ، عبور كرد . اين رشته از جبال هنگامى كه در معرض بعضى از انواع نور قرار مىگيرد به رنگ آبى تيره مانند لاجورد خالص در مىآيد . غير از جادهها و معابر سختى ، كه بايد با آنها مواجه شد ، جادهاى به نام « جادهء خراسان » در بين راه رشت و تهران قرار دارد كه در مجاورت پرتگاههاى وحشتبار واقع شده . اين جاده 500 خ 7 پا از سطح دريا ارتفاع دارد . بعد از آن پل منجيل است كه در درهء بادگير واقع گرديده و بعد از آن كمربند باران قرار دارد . همهء اينها اين سفر را از دلفريبترين مسافرتهاى ايران مىسازد . هنگام ورود به رشت سفالهاى قرمز رنگ ، پرچينها و درختهاى فراوان به چشم مىخورد كه پس از جادههاى يكنواخت و گرم صحرا منظرهء دلانگيزى به وجود مىآورد . مخصوصا هنگامى كه اين منظره با يك صبحانهء انگليسى در ايوانى مشرف به چمن و گفتوگوى مطبوع راجع به هوا ، كه مسافر فلات مدت نه ماه از آن محروم بوده ، توأم گردد . در شهر رشت فقط دو تن انگليسى اقامت دارند ؛ كنسول و رييس بانك . رييس بانك بندر انزلى نيز انگليسى است . همهء آنان مورد توجه انگليسيهايى هستند كه به رشت و پهلوى سفر مىكنند ؛ زيرا مىتوانند به طريق خاص خود مسافران را يارى و كمك نمايند . همان قدر كه توصيهنامه در تهران كارها را تسهيل مىكند در رشت نيز مؤثر است . شهر رشت با سفالهاى قرمز و باغهايى كه باغهاى انگلستان را به خاطر مىآورد و با هايد پارك « 1 » كوچك آن و ميدانى كه بىشباهت به ميدان يكى از شهرهاى كوچك فرانسه نيست خيلى دلفريب و جذاب است . اگر باران آن تا اين حد زياد نبود و بحر خزر اين قدر پايين قرار نگرفته بود جذابيت آن دو چندان بود .
--> ( 1 ) . Hyde Park پارك معروف شهر لندن . - م .